می ترسم با این شعر بال و پر درنیاوری
می ترسم نتواند گلیمش را بکشد از آب
تو هم که جان به جانت کنند خانه داری
برایت قالیچه ی سلیمان سفارش می دهم
بعضی وقتا هوس می کنم
سیگارمو تو چش زنم خاموش کنم
اما بعد یادم می آد یه مردمو
انجمن حمایت از حقوق زنا ممکنه پدرمو درآره
بعد یادم می آد
پدرم مرده
سیگاری نیستم
زن ندارم
و از همه بدتر اینکه خودم عضو این انجمنم
و بعد که پی به قدرتم تو فراموشی می برم
با خودم می گم
بهتره دختره رو فراموش کنم
ولی فعلن که با دختره تو یه تخت خوابیدیمو
داریم دو نفری به یه سیگار پک میزنیم