تبليغاتX
سیاهه ی مسیرها
 

انتظار
اسفند پر تب و تاب بود
بر کنده ی دود
می گفتم مامورهای شهرداری
آب و جارو می کردند
سر و ریشم را صفا می دادند
و یک لنگ پا
در چهارراه ولی عصر می ایستادم
بهار مثل کریس انجل
خرگوشهای سبزش را از کلاهم بیرون می آورد
و تو به بهانه ی سایه
زیر پوست کلفتم می خزیدی

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1390ساعت 14:16  توسط سجاد گودرزی